تبليغاتX
عاشق فراموش شده
یکی به من گفته چرا هی سلام می کنی .منظورش هر وقت مطلب می دم .منم گفتم چون سلامتی می یاره و اون هم نظر من رو تایید کرد .ولش کن این فقط یک ...

بازم سلام .سلامی که فکر کنم با اونای دیگه فرق داشته باشه می دونین که خیلی وقت آپ نکردم مثلا الان عزمم رو راسخ کردم تا آپ کنم .به خدا تقصیر ...نه از قرار معلوم تقصیر خودم که دیر دیر می یام .به خدا این امتحانا نمی زارن شاید هم باید بگم بیرون کی باید بره ...

من خیلی بیرونی هستم و وقتی برم بیرون دیگه برگشتنم دست خودم نیست .اگه همین یکم حرف رو هم نزنن به خدا معلوم نیست اگه برم بر می گردم یا نه !!!

خب حتما میگین به ما چه ؟ااامن می خواستم دردو دلی کرده باشم و از یکی از خصوصیاتم گفته باشم تا کمی منو بشناسین !

حتما می گین...ولش کن ما رو بگو واسه چه کسایی لالایی خوندیم.حتما الان می گین ناراحت نباش !ا حالا که ناراحتم کردین .مهم نیست اینو می زارم به هوای با حالیتون!یعنی نمی تونم به هوای دیگه ای هم بزارم چون فقط منم که ضایع می شم !!!...  

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 10:39  توسط Maryam | 
...نمی دونم با چی باید شروع کنم اصلا نمی دونم چرا دارم این حرفا رو می زنم و نمی دونم چرا اسم این حرفا رو گذاشتم حرفای دل...

خب بگذریم مهم نیست امیدوارم حرفایی باشند که لا اقل در خور حرفای دل باشند .

راستی تا حالا از خودتون پرسیدیند "که من کیستم؟"شاید می پرسیند چرا این سوال رو پرسیدم خودم هم نمی دونم شاید چون سوالی که کمترین کسی به مفهومش فکر می کنه و هنوز جواب قاطعی براش پیدا نکرده.حتی خود من

همه ی ما به خاطر دل مشغولیهامون فکر آشفتمون و خیلی از چیزای دیگه اصلا به این سوال فکر نمی کنیم و حتی بیشتر اوقات خودمون رو فراموش می کنیم و غرق تو این دنیای مادی می شیم و به هیچ کس رحم نمی کنیم (نکته ی جالبش این که به خودمون هم رحم نمی کنیم )ولی واقعا خدا وجدانی شده تو خلوت خودتون لااقل کمی به فکر خودتون باشیند و تمام اتفاقای زندگی رو واسه خودتون گذرا مرور کنیند  و اگه بهتون دروغ نگفته باشم من گاه گاهی به گذشته های دورم و خاطراتی که با تمام وجود دوستشون دارم سر می زنم .

شاید خیلی هاشون تلخ باشند ولی توروخدا توشون وقتی بگردیم حتما یکی دوتاشون اینقدر شیرین هستند که ما رو به اوج لذت ببرند... 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 10:15  توسط Maryam | 
سلام.نمی دونم چرا هر وقت می خوام مطلب بدم تو وبم یه سلام می کنم !شاید شایدم نه حتما چون دختر خوب و باتربیتی هستم .نه نه جسارت نشه ها بهتون هم بر نخورها .همتون "منظورم همه ی شمایی که به وبم سر می زنین و سر نمی زنین"همتون با ادب و با شخصیت هستین و من جلوتون کم می یارم .می دونین چرا ؟نه نمی دونین!پس بقیش رو بخونین تا بفهمین!واسه این که وبم خیلی بازدید کننده دار!ااا چرا مسخره می کنین .خوب یکی همین طوری مسخرتون کن بی مزه ها!خب مهم نیست همین که وقت گذاشتین و این مطلب رو دارین می خونین یه دنیا ممنونم.

اگه خوندین!اگه خوندینا!یه نظرم بزارین قربون دستاتون می شم .

خرجی که نداره !اگر هم زیاد خرجتون برداشت(وب سایت و وبلاگتون رو وارد کنین )یه جوری باهاتون حساب می کنم که همیشه مشتری خودم باشین.

                                                                               موفق باشین.قربونتون مریم  

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:52  توسط Maryam | 
سلام به تموم وبلاگ نویسای عزیز .به ما که سری نمی زنیند. ولی مهم نیست ما که کار خودمون رو می کنیم به قولی هر چه از دوست رسد نیکوست

کنکور که هم در پیش است و منم که یک کنکوری بی خیال هستم مثل من تا حالا دیدیند. مهم نیست با من بیشتر آشنا می شیند اگه شما بی معرفتا به من یک سری بزنیند

نمی دونم چرا ترسی از کنکور ندارم تورو خدا به من راههای ترس از کنکور رو نشون بدیند.

من می خوام یه جورایی جدی جدی به درسام بچسبم و یه جورایی خر خونی کنم( ولی شما جدی نگیریند)منتظرم .قربونتون مریم  

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 10:38  توسط Maryam | 
همیشه عاشق کسی باش 

 که لایق عشق با شه 

 نه تشنه  عشق 

 چون تشنه  عشق روزی سیراب می شود

 

دوستت دارم

خیلی فقط به خاطر تو

با تو ، از نام تو هم آبی ترمSDFSDF

SDFSDFخلوتی سرشار از نیلوفرمSDFSDF

SDFSDFعشق ، همرنگ نگاهت می شودSDFSDF

SDFSDFوقتی از چشم تو ، نامی می برمSDFSDF

SDFSDFلحظه های تازه ات را مثل گلSDFSDFSDFSDF

SDFSDFمی گذارم لابه لای دفترمSDFSDF

SDFSDFوقتی از دست زمین و آسمانSDFSDF

SDFSDFلعنت و دشنام ، می ریزد سرم؛SDFSDF

SDFSDFخستگی های خودم را ، پیش توSDFSDF

SDFSDFدر کنار دفترم می گسترمSDFSDF

SDFSDFبعد از آن ، حرف دلم را بیت بیتSDFSDF

SDFSDFاندک اندک ، بر زبان می آورمSDFSDF

SDFSDFما دو تا ، از خویش خالی نیستیمSDFSDF

SDFSDFتو لجوجی ، من پر از شور و شرمSDFSDF

SDFSDFگرچه تو از من ، کمی شیدا تریSDFSDF

SDFSDFمن هم از تو ، اندکی عاشق ترمSDFSDF

SDFSDFتو اگر یک لحظه پروازم دهیSDFSDF

SDFSDFشاید از هفت آسمان هم ، بگذرم...SDFSDF

با تو ، از نام تو هم آبی ترمSDFSDF

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 14:58  توسط Maryam | 

 

سفر کردم که از یادم بری

 

سفر کردم که از عشقت جدا شم


دلم میخواست دگر عاشق نباشم

ولی عشق تو قلبم مونده ای وای

دل دیونمو سوزونده ای وای


هنوزم عشقم هنوزم عاشقم دنیای دردم


مث پروانه ها دورت میگردم

مث پروانه ها دورت میگردم

سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه


اخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه


غم دور از تو بودن یه بی بال و پرم کرد


نرفت از یاد من عشق سفر عاشق ترم کرد


هنوز پیش مرگتم مت بمیرم تا نمیری


خوشم با خاطاتم اینو از من نگیری

دلم از ابر و بارون بجز اسم تو نشنید


تو مهتاب شبونه فقط چشمام تو رو دید


نشو با من غریبه مث نامهربونا


بلا گردون چشمات زمین و اسمونا


میخوام برگردم اما میترسم


میترسم بگی حرفی نداری


بگی عشقی نمونده


میترسم بری تنهام بذاری

تو رو دیدم تو بارون دل دریا تو بودی
تو موج سبز سبزه تن صحرا تو بودی


مگه میشه ندیدت تو مهتاب شبونه؟
مگه میشه نخوندت تو شعر عاشقونه؟
.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 14:55  توسط Maryam | 
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 13:11  توسط Maryam | 
دیگر تو را تنها ارزوی  دلم نمی دانم... دیگر شبها در فراغت غریبانه گریه نمی کنم...دیگر غریبه ای

نمی شوم که همه چیزش تو بود و تنها آشنای دیرینه اش صدای تو صدایی که تنها یادگار توست

دیگر آرزوهایم را بلند نمی گویم..... دیگر وقتی به آسمان تنهاییم می نگرم از خدای آسمانیم

تو را نمی خواهم دیگر امید دیدارت مرا شاد نمی کند..دیگر قشنگترین حس دنیا زمان با تو بودن

نیست..دیگر این غریبه غریبانه هایش را برای تو نمی سراید....

می دانی چرا...؟؟؟!

چون دیگر من تو را در دنیای احساس نمی خواهم..چون  دیگر جز وجودت هیچ چیز مرا آرام نمی کند

نه صدایت و نه دیدارت و نه غریبانه هایم...این فقط وجود توست که عطش عشق مرا سیراب می کند.

آری من تو را می خواهم در دنیایی واقعی .. دور از وهم و خیال و تنهایی...و تنها مرگ است که

عشق تو را از وجودم پاک می کند

به جون ستاره هامون تو عزیز تر از چشامی

هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی

من اگه دوست نداشتم پای غم هات نمی موندم

واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم

تقدیم به کسی که تنها آشنای این غریبست....

برام دعاااااااا کنید

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:12  توسط Maryam | 

یه شب سر خدا واسه ما خلوت نمی ش

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:7  توسط Maryam | 

گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت

واسه این که دیگه دیگه بیام تولدت

گریه کن جداییها ما رو رها نمی کنن

آدما انگار برای ما دعا نمی کنن

گریه کن حالا حالا باید از هم جدا باشیم

بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم

گریه کن منم دارم مثل تو گریه می کنم

به خدای آسمونامون گلایه می کنم

گریه کن واسه شبایی که بدون  هم بودیم

تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم

گریه کن سبک می شی روزای خوب یادت می یاد

گر چه تو تقویمامون نیستن اون روزا ز یاد

گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد

واسه مشکلاتی که بودش و هست وحل نشد

گریه کن برای رویای که قسمت نشد

یه شب سر خدا واسه ما خلوت نمی شه

گریه کن برای خوابا که فقط یه خواب بودن

واسه آرزوهامون که همش حباب بودن

گریه کن واسه خوشی های که نازل نمی شن

واسه اون دیوونه های که عاقل نمی شن

گریه کن چون اون روزامون دیگه تکرار نمی شن

دلامون به سادگی حاضر به اقرار نمی شه

گریه بزار تمام عقده هات نشسته بشه

حق داره آدم یه وقتا از خودش خسته می شه

گریه کن واسه همه واسه خودت برای من

توی بارونی ترین ثانیه ها حرفاتو بزن

گریه کن تا آیینه شه باز اون چشای روشنت

واسه موندن لازمه فدای گریه کردنت

گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت

واسه این که دیگه دیگه بیام تولدت

گریه کن جداییها ما رو رها نمی کنن

آدما انگار برای ما دعا نمی کنن

گریه کن حالا حالا باید از هم جدا باشیم

بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم

گریه کن منم دارم مثل تو گریه می کنم

به خدای آسمونامون گلایه می کنم

گریه کن واسه شبایی که بدون  هم بودیم

تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم

گریه کن سبک می شی روزای خوب یادت می یاد

گر چه تو تقویمامون نیستن اون روزا ز یاد

گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد

واسه مشکلاتی که بودش و هست وحل نشد

گریه کن برای رویای که قسمت نشد

یه شب سر خدا واسه ما خلوت نمی شه

گریه کن برای خوابا که فقط یه خواب بودن

واسه آرزوهامون که همش حباب بودن

گریه کن واسه خوشی های که نازل نمی شن

واسه اون دیوونه های که عاقل نمی شن

گریه کن چون اون روزامون دیگه تکرار نمی شن

دلامون به سادگی حاضر به اقرار نمی شه

گریه بزار تمام عقده هات نشسته بشه

حق داره آدم یه وقتا از خودش خسته می شه

گریه کن واسه همه واسه خودت برای من

توی بارونی ترین ثانیه ها حرفاتو بزن

گریه کن تا آیینه شه باز اون چشای روشنت

واسه موندن لازمه فدای گریه کردنت

گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت

واسه این که دیگه دیگه بیام تولدت

گریه کن جداییها ما رو رها نمی کنن

آدما انگار برای ما دعا نمی کنن

گریه کن حالا حالا باید از هم جدا باشیم

بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم

گریه کن منم دارم مثل تو گریه می کنم

به خدای آسمونامون گلایه می کنم

گریه کن واسه شبایی که بدون  هم بودیم

تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم

گریه کن سبک می شی روزای خوب یادت می یاد

گر چه تو تقویمامون نیستن اون روزا ز یاد

گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد

واسه مشکلاتی که بودش و هست وحل نشد

گریه کن برای رویای که قسمت نشد

یه شب سر خدا واسه ما خلوت نمی شه

گریه کن برای خوابا که فقط یه خواب بودن

واسه آرزوهامون که همش حباب بودن

گریه کن واسه خوشی های که نازل نمی شن

واسه اون دیوونه های که عاقل نمی شن

گریه کن چون اون روزامون دیگه تکرار نمی شن

دلامون به سادگی حاضر به اقرار نمی شه

گریه بزار تمام عقده هات نشسته بشه

حق داره آدم یه وقتا از خودش خسته می شه

گریه کن واسه همه واسه خودت برای من

توی بارونی ترین ثانیه ها حرفاتو بزن

گریه کن تا آیینه شه باز اون چشای روشنت

واسه موندن لازمه فدای گریه کردنت

گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت

واسه این که دیگه دیگه بیام تولدت

گریه کن جداییها ما رو رها نمی کنن

آدما انگار برای ما دعا نمی کنن

گریه کن حالا حالا باید از هم جدا باشیم

بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم

گریه کن منم دارم مثل تو گریه می کنم

به خدای آسمونامون گلایه می کنم

گریه کن واسه شبایی که بدون  هم بودیم

تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم

گریه کن سبک می شی روزای خوب یادت می یاد

گر چه تو تقویمامون نیستن اون روزا ز یاد

گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد

واسه مشکلاتی که بودش و هست وحل نشد

گریه کن برای رویای که قسمت نشد

یه شب سر خدا واسه ما خلوت نمی شه

گریه کن برای خوابا که فقط یه خواب بودن

واسه آرزوهامون که همش حباب بودن

گریه کن واسه خوشی های که نازل نمی شن

واسه اون دیوونه های که عاقل نمی شن

گریه کن چون اون روزامون دیگه تکرار نمی شن

دلامون به سادگی حاضر به اقرار نمی شه

گریه بزار تمام عقده هات نشسته بشه

حق داره آدم یه وقتا از خودش خسته می شه

گریه کن واسه همه واسه خودت برای من

توی بارونی ترین ثانیه ها حرفاتو بزن

گریه کن تا آیینه شه باز اون چشای روشنت

واسه موندن لازمه فدای گریه کردنت

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:1  توسط Maryam |