| سفر کردم که از یادم بری |
|
سفر کردم که از عشقت جدا شم دلم میخواست دگر عاشق نباشم ولی عشق تو قلبم مونده ای وای دل دیونمو سوزونده ای وای
مث پروانه ها دورت میگردم
|
![]() |
![]() |
|
|
یکی به من گفته چرا هی سلام می کنی
بازم سلام من خیلی بیرونی هستم و وقتی برم بیرون دیگه برگشتنم دست خودم نیست خب حتما میگین به ما چه ؟ااامن می خواستم دردو دلی کرده باشم و از یکی از خصوصیاتم گفته باشم تا کمی منو بشناسین ! حتما می گین...ولش کن ما رو بگو واسه چه کسایی لالایی خوندیم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 10:39 توسط Maryam |
|
|
...نمی دونم با چی باید شروع کنم اصلا نمی دونم چرا دارم این حرفا رو می زنم و نمی دونم چرا اسم این حرفا رو گذاشتم حرفای دل...
خب بگذریم مهم نیست امیدوارم حرفایی باشند که لا اقل در خور حرفای دل باشند . راستی تا حالا از خودتون پرسیدیند "که من کیستم؟" همه ی ما به خاطر دل مشغولیهامون شاید خیلی هاشون تلخ باشند ولی توروخدا توشون وقتی بگردیم حتما یکی دوتاشون اینقدر شیرین هستند که ما رو به اوج لذت ببرند... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 10:15 توسط Maryam |
|
|
سلام
اگه خوندین!اگه خوندینا!یه نظرم بزارین قربون دستاتون می شم . خرجی که نداره ! موفق باشین.قربونتون مریم |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:52 توسط Maryam |
|
|
سلام
کنکور که هم در پیش است و منم که یک کنکوری بی خیال هستم نمی دونم چرا ترسی از کنکور ندارم من می خوام یه جورایی جدی جدی به درسام بچسبم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 10:38 توسط Maryam |
|
|
همیشه عاشق کسی باش
با تو ، از نام تو هم آبی ترم
با تو ، از نام تو هم آبی ترم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 14:58 توسط Maryam |
|
|
سفر کردم که از عشقت جدا شم دلم میخواست دگر عاشق نباشم ولی عشق تو قلبم مونده ای وای دل دیونمو سوزونده ای وای مث پروانه ها دورت میگردم |
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 14:55 توسط Maryam |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 13:11 توسط Maryam |
|
|
دیگر تو را تنها ارزوی دلم نمی دانم... دیگر شبها در فراغت غریبانه گریه نمی کنم...دیگر غریبه ای
نمی شوم که همه چیزش تو بود و تنها آشنای دیرینه اش صدای تو دیگر آرزوهایم را بلند نمی گویم.. تو را نمی خواهم نیست.. می دانی چرا...؟؟؟! چون دیگر من تو را در دنیای احساس نمی خواهم..چون دیگر جز وجودت هیچ چیز مرا آرام نمی کند نه صدایت و نه دیدارت و نه غریبانه هایم...این فقط وجود توست که عطش عشق مرا سیراب می کند. آری من تو را می خواهم در دنیایی واقعی .. دور از وهم و خیال و تنهایی...و تنها مرگ است که عشق تو را از وجودم پاک می کند به جون ستاره هامون تو عزیز تر از چشامی هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی من اگه دوست نداشتم پای غم هات نمی موندم واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم تقدیم به کسی که تنها آشنای این غریبست....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:12 توسط Maryam |
|
|
یه شب سر خدا واسه ما خلوت نمی ش |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:7 توسط Maryam |
|
|
گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت واسه این که دیگه دیگه بیام تولدت گریه کن جداییها ما رو رها نمی کنن آدما انگار برای ما دعا نمی کنن گریه کن حالا حالا باید از هم جدا باشیم بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم گریه کن منم دارم مثل تو گریه می کنم به خدای آسمونامون گلایه می کنم گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم گریه کن سبک می شی روزای خوب یادت می یاد گر چه تو تقویمامون نیستن اون روزا ز یاد گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد واسه مشکلاتی که بودش و هست وحل نشد گریه کن برای رویای که قسمت نشد یه شب سر خدا واسه ما خلوت نمی شه گریه کن برای خوابا که فقط یه خواب بودن واسه آرزوهامون که همش حباب بودن گریه کن واسه خوشی های که نازل نمی شن واسه اون دیوونه های که عاقل نمی شن گریه کن چون اون روزامون دیگه تکرار نمی شن دلامون به سادگی حاضر به اقرار نمی شه گریه بزار تمام عقده هات نشسته بشه حق داره آدم یه وقتا از خودش خسته می شه گریه کن واسه همه واسه خودت برای من توی بارونی ترین ثانیه ها حرفاتو بزن گریه کن تا آیینه شه باز اون چشای روشنت واسه موندن لازمه فدای گریه کردنت گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت واسه این که دیگه دیگه بیام تولدت گریه کن جداییها ما رو رها نمی کنن آدما انگار برای ما دعا نمی کنن گریه کن حالا حالا باید از هم جدا باشیم بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم گریه کن منم دارم مثل تو گریه می کنم به خدای آسمونامون گلایه می کنم گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم گریه کن سبک می شی روزای خوب یادت می یاد گر چه تو تقویمامون نیستن اون روزا ز یاد گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد واسه مشکلاتی که بودش و هست وحل نشد گریه کن برای رویای که قسمت نشد یه شب سر خدا واسه ما خلوت نمی شه گریه کن برای خوابا که فقط یه خواب بودن واسه آرزوهامون که همش حباب بودن گریه کن واسه خوشی های که نازل نمی شن واسه اون دیوونه های که عاقل نمی شن گریه کن چون اون روزامون دیگه تکرار نمی شن دلامون به سادگی حاضر به اقرار نمی شه گریه بزار تمام عقده هات نشسته بشه حق داره آدم یه وقتا از خودش خسته می شه گریه کن واسه همه واسه خودت برای من توی بارونی ترین ثانیه ها حرفاتو بزن گریه کن تا آیینه شه باز اون چشای روشنت واسه موندن لازمه فدای گریه کردنت گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت واسه این که دیگه دیگه بیام تولدت گریه کن جداییها ما رو رها نمی کنن آدما انگار برای ما دعا نمی کنن گریه کن حالا حالا باید از هم جدا باشیم بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم گریه کن منم دارم مثل تو گریه می کنم به خدای آسمونامون گلایه می کنم گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم گریه کن سبک می شی روزای خوب یادت می یاد گر چه تو تقویمامون نیستن اون روزا ز یاد گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد واسه مشکلاتی که بودش و هست وحل نشد گریه کن برای رویای که قسمت نشد یه شب سر خدا واسه ما خلوت نمی شه گریه کن برای خوابا که فقط یه خواب بودن واسه آرزوهامون که همش حباب بودن گریه کن واسه خوشی های که نازل نمی شن واسه اون دیوونه های که عاقل نمی شن گریه کن چون اون روزامون دیگه تکرار نمی شن دلامون به سادگی حاضر به اقرار نمی شه گریه بزار تمام عقده هات نشسته بشه حق داره آدم یه وقتا از خودش خسته می شه گریه کن واسه همه واسه خودت برای من توی بارونی ترین ثانیه ها حرفاتو بزن گریه کن تا آیینه شه باز اون چشای روشنت واسه موندن لازمه فدای گریه کردنت گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت واسه این که دیگه دیگه بیام تولدت گریه کن جداییها ما رو رها نمی کنن آدما انگار برای ما دعا نمی کنن گریه کن حالا حالا باید از هم جدا باشیم بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم گریه کن منم دارم مثل تو گریه می کنم به خدای آسمونامون گلایه می کنم گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم گریه کن سبک می شی روزای خوب یادت می یاد گر چه تو تقویمامون نیستن اون روزا ز یاد گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد واسه مشکلاتی که بودش و هست وحل نشد گریه کن برای رویای که قسمت نشد یه شب سر خدا واسه ما خلوت نمی شه گریه کن برای خوابا که فقط یه خواب بودن واسه آرزوهامون که همش حباب بودن گریه کن واسه خوشی های که نازل نمی شن واسه اون دیوونه های که عاقل نمی شن گریه کن چون اون روزامون دیگه تکرار نمی شن دلامون به سادگی حاضر به اقرار نمی شه گریه بزار تمام عقده هات نشسته بشه حق داره آدم یه وقتا از خودش خسته می شه گریه کن واسه همه واسه خودت برای من توی بارونی ترین ثانیه ها حرفاتو بزن گریه کن تا آیینه شه باز اون چشای روشنت واسه موندن لازمه فدای گریه کردنت |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:1 توسط Maryam |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من مريم 18ساله /از مشهد / ماه تير /
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 |
| پیوندها |
|
آخرين بار... kolbey choobee man ghame tanhaee asheghtareen webloge 2onya delam be donya seere be change gham asire Mafiya478 |
|
RSS
|